سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

41

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

حكم برخورد دو مملوك بالغ به يكديگر زيرا نصيب هريك از ايندو هدر بوده و آنچه كه بر عهده صاحبش يعنى مملوك ديگر مىباشد بواسطه مرگش فوت و ساقط مىگردد به نحوى كه مولى نيز ضامن آن نميباشد يعنى مت هركدام مستند به دو امر است : الف : فعل خود . ب : : فعل ديگرى . امّا نيمى از قيمت كه در مقابل فعل خود قرار گرفته هدر و بدون ضامن مىباشد و نيم ديگر كه غير سبب اتلاف آن شده اگرچه ضامن دارد و آن عبارتست از ديگرى ولى او نيز چون بحسب فرض فوت كرده نفس موت و مرگ او موجب سقوط آن نصف گشته و چون مولا نيز در قبال آن مسئوليتى ندارد بدين ترتيب آن نصف نيز مآلا هدر مىگردد . سپس مرحوم شارح مىفرماين : اگر يكى از دو عبد بواسطه تصادم درگذشت و ديگرى باقيماند حكم اين است كه در مقابل نصف قيمت عبد تالف عبديكه زينده مانده رقبه‌اش متعلّق آن قرار گرفته و مولاى تالف اين مقدار را از حىّ مىتواند به رقيّت خود درآورد . حال اگر پيش از استيفاء و استرقاق عبد باقى نيز فوت كرد حق مولاى تالف باطل مىگردد زيرا محلّ استيفاء حق وقتى از بين رفت حق نيز فوت و ساقط مىگردد . پس از آن مىفرماين : اگر يكى از مصاديق حرّ و ديگرى عبد باشد و بواسطه تصادم هردو فوت شدند نصف ديه حرّ به گردن عبد تعلّق گرفته و در مقابل نيمى از